فريدون بن احمد سپهسالار

52

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

اشارت بنفس نفيس خويش مىفرمايد ، بيض اللّه تعالى وجهه : تمام اوست كه فانى شدست آثارش 118 * بدوست كانى اول تمام شد كارش مرا دليست خراب خراب در ره عشق * خراب كرد خراباتئى « 1 » به يك‌بارش بگو بعشق بيا كه « 2 » فتاده مىخواهى * چنان فتاده كه خواهى بيا و بردارش و باز در غزل ديگر در بيان اثبات خويش در عشق مىفرمايد : من طربم طرب منم زهره زند نواى من * 119 عشق ميان عاشقان شيوه كند براى من و در غزلى ديگر از مقامى سخت در صفت ظهور خويش در عشق بيان مىفرمايد رضى اللّه عنه : شعر اين نيم‌شبان كيست چو مهتاب رسيده 120 * پيغامبر عشق « 3 » ز محراب رسيده و در غزلى ديگر در بيان صفت عشق مىفرمايد قدس سره السامى : شعر عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نيست * 121 هرچه گفت‌وگوى خلق آن ره ره عشاق نيست شاخ عشق اندر ازل دان بيخ عشق اندر ابد * اين شجر را تكيه بر عرش و ثرى « 4 » و ساق نيست و بر سبيل ارشاد بيان مىفرمايد :

--> ( 1 ) - در اصل : خراباتى ( 2 ) - خ ل : گر ( 3 ) - در اصل : عشقست ( 4 ) - در اصل : ثراى